تبلیغات
سرزمین اس ام اس یاس
سرزمین اس ام اس یاس
صفحه اصلی آرشیو مطالب ارتباط با مدیریت نسخه اتوم نسخه موبایل RSS
» .. ( یکشنبه 27 فروردین 1391 )
» . ( یکشنبه 27 فروردین 1391 )
» عاشقانه(داستان4) ( شنبه 26 فروردین 1391 )
» خدا را باور کنیم(داستان3) ( شنبه 26 فروردین 1391 )
» وعده دروغ (داستان 2) ( سه شنبه 22 فروردین 1391 )
» . ( چهارشنبه 16 فروردین 1391 )
» . ( یکشنبه 28 اسفند 1390 )
» دانلود کتاب اس ام اس های جدید ( یکشنبه 21 اسفند 1390 )
» . ( یکشنبه 21 اسفند 1390 )
» .. ( یکشنبه 21 اسفند 1390 )
» ..... ( یکشنبه 21 اسفند 1390 )
» اندکی صبر ( یکشنبه 21 اسفند 1390 )
» .. ( چهارشنبه 3 اسفند 1390 )
» اس ام اس ویژه عید نوروز 1391 سری شماره 2 ( سه شنبه 25 بهمن 1390 )
» اس ام اس ویژه عید نوروز 1391 سری شماره 1 ( سه شنبه 25 بهمن 1390 )
» ایستگاه 7 ( سه شنبه 25 بهمن 1390 )
» شعر تک بیتی عاشقانه سری شماره 1 ( سه شنبه 25 بهمن 1390 )
» اس ام اس عاشقانه سری شماره 23 ( سه شنبه 25 بهمن 1390 )
» اس ام ای عاشقانه سری شماره 22 ( سه شنبه 25 بهمن 1390 )
» اس ام اس عاشقانه سری شماره 21 ( سه شنبه 25 بهمن 1390 )
» اس ام اس عاشقانه سری شماره 20 ( سه شنبه 25 بهمن 1390 )
» اس ام اس عاشقانه سری شماره 19 ( سه شنبه 25 بهمن 1390 )
» اس ام اس ویژه مبعث سری شماره 1 ( سه شنبه 25 بهمن 1390 )
» اس ام اس ویژه ولادت امام هادی سری شماره 1 ( سه شنبه 25 بهمن 1390 )
» اس ام اس ویژه شعبان سری شماره 1 ( سه شنبه 25 بهمن 1390 )
» اس ام اس ویژه شهادت امام صادق سری شماره 1 ( سه شنبه 25 بهمن 1390 )
» متن های عاشقانه ویژه روز مادر سری شماره 2 ( سه شنبه 25 بهمن 1390 )
» متن های عاشقانه ویژه روز مادر سری شماره 1 ( سه شنبه 25 بهمن 1390 )
» اس ام اس ویژه ایام محرم سری شماره 3 ( سه شنبه 25 بهمن 1390 )
» اس ام اس ویژه ایام محرم سری شماره 2 ( سه شنبه 25 بهمن 1390 )
نویسندگان
آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
تبلیغات
ADS
ADS
ADS


آپلودسنتر آپ98 

اگر مایل هستید با این وبلاگ تبادل لینک کنید به

سمت چپ صفحه مراجعه کنید(تبادل لینک هوشمند)

***درج پیام با اسم خودتون***

توجه:پیاماتونو در قسمت نظرات به صورت خصوصی

برام بفرستید تا با نام خودتون درج بشه

 

 




.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ یکشنبه 28 اسفند 1390, 09:58 ب.ظ


نظرات :


لیست وبلاگ های با آدرس روندی که به فروش میرسند:

www.takmob.fardblog.com

www.takdownload.fardblog.com

www.smskade.fardblog.com

www.smsbazar.fardblog.com

 

 

 

 



.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ یکشنبه 27 فروردین 1391, 04:36 ب.ظ


نظرات :


در خانه باز شد کودک گرسنه شادمان به سمت در دوید...

مرد باز هم دست خالی به خانه آمده بود...

کودک نگاهی به چشمان خیس و شرمسار پدر انداخت....

دستان پدر را بدست گرفت تادیگر خالی نباشد ...

 



.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ یکشنبه 27 فروردین 1391, 12:17 ق.ظ


نظرات :


پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم.تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدیشاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید

چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر

گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت

کنید..درضمن این نامه برای شماست..!

دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن

چنین نوشته شده بود:سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلبتو زنده ا

م.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگهبیام هرگز نمیذاری

که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت

موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت)

 

 



.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ شنبه 26 فروردین 1391, 11:53 ب.ظ


نظرات :


كوهنوردی

می‌‌خواست به قله‌ای بلندی صعود کند. پس از سال‌ها تمرین و آمادگی، سفرش را آغاز کرد. به صعودش ادامه داد تا این که هوا کاملا تاریک شد. به جز تاریکی هیچ چیز دیده

نمی‌شد. سیاهی شب همه جا را پوشانده بود و مرد نمی‌توانست چیزی ببیند حتی ماه و ستاره ها پشت انبوهی از ابر پنهان شده بودند. کوهنورد همان‌طور که داشت بالا می‌رفت، در

حالی که چیزی به فتح قله نمانده بود، پایش لیز خورد و با سرعت هر چه تمام‌تر سقوط کرد.

سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس، تمامی خاطرات خوب و بد زندگی‌اش را به یاد می‌آورد. داشت فکر می‌‌کرد چقدر به مرگ نزدیک شده است که ناگهان دنباله

طنابی که به دور کمرش حلقه خورده بود بین شاخه های درختی در شیب کوه گیر کرد و مانع از سقوط کاملش شد. در آن لحظات سنگین سکوت، که هیچ امیدی نداشت از ته دل فریاد

زد: خدایاكمكم کن !

ندایی از دل آسمان پاسخ داد از من چه می‌خواهی؟

- نجاتم بده خدای من!

- آیا به من ایمان داری؟

- آری. همیشه به تو ایمان داشته‌ام

- پس آن طناب دور کمرت را پاره کن!

کوهنورد وحشت کرد. پاره شدن طناب یعنی سقوط بی‌تردید

از فراز کیلومترها ارتفاع. گفت: خدایا نمی‌توانم.

خدا گفت: آیا به گفته من ایمان نداری؟

کوهنورد گفت: خدایا نمی توانم.نمیتوانم.

روز بعد، گروه نجات گزارش داد که جسد منجمد شده یک کوهنورد

در حالی پیدا شده که طنابی

به دور کمرش حلقه شده بود

و تنها نیم متر با زمین فاصله داشت . . .



.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ شنبه 26 فروردین 1391, 11:34 ب.ظ


نظرات :


 

پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پیری را دید

که با لباسی اندک در سرما نگهبانی می داد.از او پرسید : آیا سردت نیست؟

نگهبان پیر گفت : چرا ای پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم.

پادشاه گفت : من الان داخل قصر می روم و می گویم یکی از لباس های گرم مرا را برایت بیاورند.
نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه وعده اش را فراموش کرد.

صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالی قصر پیدا کردند،

در حالی که در کنارش نوشته بود : ای پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را

تحمل می کنم اما وعده لباس گرم تو مرا از پای درآورد

گرما بخشیدی  یا سوزاندی



.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ سه شنبه 22 فروردین 1391, 12:10 ب.ظ


نظرات :


روزگاری مردم دنیا دلشان درد نداشت.

هر کسی غصه اینکه چه می کرد را نداشت.
چشمه سادگی از لطف زمین می جوشید.

 خودمانیم زمین این همه نامرد نداشت

 



.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ چهارشنبه 16 فروردین 1391, 12:56 ب.ظ


نظرات :


 



.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ یکشنبه 21 اسفند 1390, 09:21 ب.ظ


نظرات :


 

مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را

در دفتر نقاشیش سیاه کشید ،

تا پدر کارگرش ، زیر نور آفتاب نسوزد.

 



.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ یکشنبه 21 اسفند 1390, 04:19 ب.ظ


نظرات :


كاش همیشه در كودكی میماندیم

تا به جای دلهایمان

سر زانو هایمان زخمی میشد!...



.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ یکشنبه 21 اسفند 1390, 03:57 ب.ظ


نظرات :


از تصادف جان سالم بدر برده بود و می گفت :

زندگی خود را مدیون ماشین مدل بالایش است ...

و خدا همچنان لبخند می زد . . .

 



.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ یکشنبه 21 اسفند 1390, 10:58 ق.ظ


نظرات :


مردی مشغول تمیز کردن ماشین نوی خودش بود.ناگهان پسر ۴ ساله اش سنگی برداشت وبا آن

چند خط روی بدنه

ماشین کشید.مرد با عصبانیت دست پسرش را گرفت و چندین بار به آن ضربه زد. او بدون اینکه

متوجه باشد، با

آچار فرانسه ای که دردستش داشت، این کار را می کرد!

در بیمارستان، پسرک به دلیل شکستگی های متعدد، انگشتانش را ازدست داد. وقتی پسرک

پدرش را دید

با نگاهی دردناک پرسید: بابا!! کی انگشتانم دوباره رشد میکنند؟ مرد بسیار غمگین شد و هیچ

سخنی بر زبان نیاورد..

او به سمت ماشینش برگشت و از روی عصبانیت چندین بار با لگد به آن ضربه زد. در حالی که

ازکرده خود بسیار

ناراحت و پشیمان

بود، به خط هایی که پسرش کشیده بود نگاه کرد. پسرش نوشته بود:

 

«« دوستت دارم بابایی»»

 

 



.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ یکشنبه 21 اسفند 1390, 10:50 ق.ظ


نظرات :


می خواهم برگردم به روزهای کودکی
آن زمان ها که پدر تنها قهرمان بود
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود
بدتـرین دشمنانم، خواهرهای خودم بودند
تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند
تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود....

بساط کرده ام و تمام نداشته هایم را
ﺑﻪ ﺣﺮﺍﺝ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ...
بی انصاف چانه نزن
ﺣﺴﺮﺕ ﻫﺎﯾﻢ ...
به قیمت عمرم تمام شده
!!

دعایت میکنم هر شب به عطر میخک و مریم

الهی در دلت هرگز نباشه غصه و ماتم

تنهاییم را به گردن هیچکس نمی اندازم
گردن هیچکس تاب این همه سنگینی را ندارد

با تشکر از شهرام

www.shahram32.mihanblog.com

 



.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ چهارشنبه 3 اسفند 1390, 07:37 ب.ظ


نظرات :




.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ سه شنبه 25 بهمن 1390, 01:45 ب.ظ


نظرات :




.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ سه شنبه 25 بهمن 1390, 01:44 ب.ظ


نظرات :


به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می آوری

شاخه ای از آن را همین امروز به من هدیه کن

 

 

 

 



.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ سه شنبه 25 بهمن 1390, 01:40 ب.ظ


نظرات :




.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ سه شنبه 25 بهمن 1390, 01:38 ب.ظ


نظرات :




.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ سه شنبه 25 بهمن 1390, 01:36 ب.ظ


نظرات :




.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ سه شنبه 25 بهمن 1390, 01:36 ب.ظ


نظرات :




.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ سه شنبه 25 بهمن 1390, 01:35 ب.ظ


نظرات :




.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ سه شنبه 25 بهمن 1390, 01:34 ب.ظ


نظرات :




.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ سه شنبه 25 بهمن 1390, 01:33 ب.ظ


نظرات :




.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ سه شنبه 25 بهمن 1390, 01:32 ب.ظ


نظرات :




.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ سه شنبه 25 بهمن 1390, 01:31 ب.ظ


نظرات :




.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ سه شنبه 25 بهمن 1390, 01:30 ب.ظ


نظرات :




.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ سه شنبه 25 بهمن 1390, 01:30 ب.ظ


نظرات :




.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ سه شنبه 25 بهمن 1390, 01:29 ب.ظ


نظرات :




.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ سه شنبه 25 بهمن 1390, 01:28 ب.ظ


نظرات :




.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ سه شنبه 25 بهمن 1390, 01:28 ب.ظ


نظرات :




.:: ارسال مطلب توسط یاس در تاریخ سه شنبه 25 بهمن 1390, 01:27 ب.ظ


نظرات :
نظرسنجی
این وبلاگ در چه زمینه ای اطلاعات آن کم است؟

صفحات جانبی
کلمات کلیدی